ابو القاسم راز شيرازى
392
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
بعلّت آنكه حقّ تعالى مىداند باطن و خفىتر از باطن را ، پس شايد مىخوانى تو چيزى را كه بتحقيق مىداند حقّ تعالى از نيّت تو خلاف آن را . و گفتند بعضى از صحابه بعضى ايشان را كه شما منتظريد باران را بدعا و ما منتظريم سنگ را . و بدان كه اگر نبود كه حقّ تعالى امر فرموده بود ما را بدعا كه بوديم هرآينه وقتى خالص مىكرديم دعا را تفضّل مىكرد با ما به اجابت ، پس چگونه و حال آنكه ضامن شده است استجابت دعا را از براى كسى كه اتيان كند به شرط دعا . سؤال كرده شد حضرت رسول ( ص ) از اسم اعظم حقّ تعالى ، فرمود : هر اسمى از اسماء حقّ تعالى اعظم است ، فارغ بگردان قلبت را از ما سوى اللّه و بخوان حقّ تعالى را به هر اسم كه مىخواهى . و نيست در حقيقت از براى حقّ تعالى اسمى دون اسمى بلكه حقّ تعالى واحدى قهّار است . و فرمود نبىّ : به درستى كه حقّ تعالى اجابت نمىكند دعا را از قلب لهودارنده . پس هرگاه اتيان كردى به آنچه ذكر كردم از براى تو از شرائط دعا ، و خالص كردى باطنت را لوجه اللّه « 3 » ، پس بشارت باد ترا به يكى از سه چيز ؛ يا آنكه تعجيل كرده مىشود از براى تو به آنچه بخواهى ، و يا آنكه ذخيره كرده مىشود از براى تو چيزى كه اعظم از مطلوب تو است ، و يا آنكه صرف مىكند از تو از بلا چيزى را كه اگر فرستاده بود بر تو هرآينه هلاك مىشدى تو . فرمود حضرت رسول ( ص ) كه فرموده است حقّ تعالى : كسى كه مشغول ساخته باشد او را ذكر من از سؤال كردن من ، عطا مىكنم او را افضل از آنچه عطا مىكنم سؤالكنندگان را . فرمود حضرت صادق ( ص ) : هرآينه دعوت كردم حقّ تعالى را يك مرتبه ، پس استجابت كرد مرا و فراموش كردم حاجت خود را ؛ بعلّت آنكه اجابت كردن حقّ تعالى به اقبال بر عبد هنگام دعا كردن او اعظم است و اجلّ از آنچه خواسته است از او عبد اگرچه خواسته
--> ( 3 ) - براى رضاى خدا